تبلیغات
به شعر تنهایی خوش آمدید - خواب و بیدار

به شعر تنهایی خوش آمدید

 

کجا بودی؟

کجا بودی آن روزها که مرا با تمامی نیازی که داشتم به تصور خود

تنها گذاشتی و من در تمامی این سال ها زندگی را چون خوابی

خوش در خیالی دل انگیز گذراندم...

من حتی دل سپردن را تجربه کردم آن هم با کسی که تفاوتی میان

عشق و عادت"احساس و انجام وظیفه قائل نبود...

اما من امروز بیدار شده ام شاید هم فقط اینگونه می پندارم...!

زیرا دیگر تفاوت میان "خواب" و "بیداری" را نمی دانم...

ما آدم ها هیچ گاه نمی توانیم حدس بزنیم چه کسی سرنوشتش

با سرنوشت ما گره خورده است یا شاید هم نتوانیم بفهمیم

خوب بودن ها و بد بودن ها را...

گاهی زمان می گذرد و تازه در می یابیم ستاره ی اقبال ما در

گوشه ای دیگر منتظر ما بوده است!

و ما نمی دانستیم...


نوشته شده در یکشنبه 9 مهر 1391 ساعت 02:09 ب.ظ توسط shirin comment |


Design By : Pichak

کد تغییر شکل موس